تبليغاتX
رقصنده با گرگها

رقصنده با گرگها

رسانه، سینما، اجتماع

این هم از جشن دوم مستقل منتقدان...و چند نکته:

۱-خیلی تابلو بود در نیمی از موارد ارای منتقدان دستکاری شده بود تا جشنی مصلحت اندیش بر گزار

شودبه خصوص در زمینه انتخاب فیلمنامه نویسان برتر...کارگردانها...و همکاران منتقد...

هر چه بود بسیاری از اینها بر اساس ارای اعضا نبود...و این نکته مثل روز روشن بود

۲-حضور قالیباف با توجه به دبیری خزاعی در این جشن طبیعی بود اما من مانده ام لاریجانی را چه

کسی کشانیده بود اینجا؟

۳-مصطفی:خدا پدرتو بیامرزه به اهالی خانه سینما یاد دادی میشه جشن صنفی مستقل بر گزار کرد

۴-اجرای تواامان کامران ملکی با سلوکی چندان سینک نبود...کاش مجری ۱نفر می بود

۵-کارگردان وو...له ها که نمیدانم کی بود خیلی زحمت کشیده و هنر به خرج داده بود؟؟؟

۶-شیره خسرو دهقان.......

۷-کم رونق و رسمی بود

۸-سعید لطفا ناراحت نشود

والسلام....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 تیر1387ساعت 2:59  توسط امیر فرض الهی  | 

کارگران مشغول کارند!

سینما زنده شده! این را خیلی ها می گویند. اگر سینمای ما تا زنده شدن فاصله زیادی دارد؛ اما مجله سینما، با کمی مهربانی و تفاهم و قدرشناسی، همانی می شود که باید. من هم البته در مقطعی ، میهمان یکی دوروزه مجله بودم و بیش تر عمر سینمایی نویسی را در اواسط دهه 70 و حتی امروز، در رقابت کاری با سینما گذرانده ام و نه در خود سینما، اما چه خوب است سینما، به هر قیمتی شده، حال و هوای گذشته اش را بازیابد و از رقابت با روزنامه ، هفته نامه، سایت و خبرگزاری نهراسد، همانطور که مجله فیلم و مجله دنیای تصویر و امثالهم، بدون افت محسوس به راه خود ادامه داده اند. سینما البته توقف چندانی نداشته اما متاسفانه افت داشته که این زیبنده اش نیست. بعد از ماجرای سینماجهان و بعد، حضور شاهین امین و آقای مستغاثی که با درگیر شدن آقای جیرانی با فیلمسازی همراه شد، خواسته یا ناخواسته این افت به وجود آمد. اکبر عبدالعلی‌زاده و امیرفرض الهی هم آدم های خاک خورده و با تجربه ای بودند که برای خدمت به سینما، مایه گذاشتند

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 20:22  توسط امیر فرض الهی  | 

راستش به خودم میگم منم جای تو بودم ۱دقیقه تو ایران نمی موندم.۱۱ماه اومدی ایران به انداز۱۰سال پیر شدی سلامت روانی و روحی ات امابه همه چیز غلبه کرد ودرسهای بزرگی به مربیان چند شخصیته فوتبال ایران داد.

 تو باعث شدی در ایران همه بفهمند میشه تیم یک مربی ببازه...حرف بزنه...و اون باختو به گردن ابر و

باد و مه و خورشید وفلک نندازه....

 برو تا سلامت روحی ات بیش از این به خطر نیافتاده....به کارت برس و محبوب ترین مربی تاریخ فوتبال

 ایران  و امپراطور تاکتیک در ایران باقی بمان....

 برو به سلامت ...دلمون برات تنگ میشه

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 خرداد1387ساعت 15:42  توسط امیر فرض الهی  | 

                

چند روز پیش با یک رفیق صحبت می کردم می گفت :خوشبختانه یا بد بختانه من از6صبح تا6عصر کارمندم و خانه به دوش نیستم.شایذ داشت به شغل ما طعنه می زد.من گفتم:یه هقته اینجوری کار کردن را نمیتونم تحمل کنم.رفیقم گفت:من 1ساعت خانه به دوشی روزنامه نگاری را نمیتونم طاقت بیارم

خواستم از لذایذ این کار براش بگویم:احساس کردم به گوشش نمی ره

با خودم گفتم بذار این یکی هم به ما فخر بفروشد غافل از اینکه او نمیداند تاکنون من11بار موقعیت کارمندی را رد کرده ام چرا که روحیه انتقاد گرم ،مانع از حضورم در این موقعیت کاری است

اگر 14سال روزنامه نگاری مستمر عین خانه به دوشی ست پس با افتخار می گویم 14سال است خانه به دوش سر افراز هستم

چرا که هیچگاه انفعال را نپذیرفته ام و...

و روحم را هیچگاه نفروخته ام

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 خرداد1387ساعت 3:29  توسط امیر فرض الهی  | 

 

 

سينماي معناگرا داريم؟ ...!!

سينماي معناگرا نداريم؟ ...!!

اين ديگر چه صيغه‌يي است؟ ...!

اين عنواني جعلي است؟ ....!

 

واقعيت اين است كه تا كنون مبحثي جدي درباره‌ي سينماي معناگرا در عرصه‌ي مطبوعات سينمايي درنگرفته است ...

شايد كم‌تر كسي در مطبوعات علاقه‌مند اين موضوع بوده است ... شايد حوصله‌يي براي اين امر وجود نداشته است ... و شايد فقط شايد بهتر بود آقاي حيدريان معاونت سينمايي وزارت ارشاد قبل از مطرح كردن اين موضوع در سينما، آن را به عرصه نقد مي‌سپارد تا موضوع، به روش تئوري مورد چالش جدي قرار مي‌گرفت و براي پذيرش از زاويه اهالي سينما دايم از فيلمنامه‌نويس و كارگردان اين موضوع، محل بيش‌تري براي عرضه مي‌يافت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 15:40  توسط امیر فرض الهی  | 

گفت‌وگو با مجيد سرسنگي

اعتراف مي‌كنم اين يكي از چالش‌آميزترين مصاحبه‌هاي حقير در اين سالها بود. دكتر مجيد سرسنگي استاد دانشگاه در حوزه تئاتر است پس چالش تعامل‌آميز با وي ثمرات مفيدي خواهد داشت. او از سال گذشته به عنوان دبير بيست و ششمين جشنواره تئاتر انتخاب شد و توقع مي‌رفت حاصل يك سال كار شبانه‌روزي ايشان و تيم مديريتي‌اش بسيار پربارتر باشد.

هر چند در دورنماي كلي جشنواره بدي برگزار نكرد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 16:32  توسط امیر فرض الهی  | 

بد نيست مطبوعاتي هاي  دهه هشتاد اين گفتگوي حميد نعمت اله با كيميايي را بخوانند تا عيار گفتگوي چالشي به نظرشان بيايد

نعمت اله در اين چالش ضمن رعايت احترام كيميايي دقت در پرسش و صراحت را به اوج رساننده است

بخوانيم و حظ ببريم از كسي كه فيلمساز خوبي هم هست

....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 17:15  توسط امیر فرض الهی  | 

نقدي بر نمايش «ترمينال»

1- از آنجا كه در تئاتر نويسنده به معناي واقعي، كم داريم و كارگردان‌هاي تئاتر نيز در رفت و آمد به سينما و بازيگري در تلويزيون هستند لذا عوامل صحنه چند سالي است كارگردان شده‌اند و شخصيت اصلي آثارشان متاثر از شغل قبلي‌شان است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 18:35  توسط امیر فرض الهی  | 

بازاری که چندان بازار نیست

 

می گویند برای آنکه بتوانید یک  چیز را به ارزانترین قیمت ممکنه بخرید باید در بازار مرکزی آن چیز حضور پیدا کنید و تفاوت کمی کیفی آن چیز را ببینید بازار فیلم جشنواره هم از آ ن جور بازارهاست که باید بهترین های یک سال سینما در آن جمع باشد  اما چنین نیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 18:33  توسط امیر فرض الهی  | 

گفت‌وگوي اختصاصي با داريوش مهرجويي

امير فرض‌اللهي

داستان از يك خواننده پاپ آغاز شد. اين خواننده بدون آنكه مجوز آواز داشته باشد به جاي علي سنتوري در فيلم مهرجويي آواز خواند و ارشاد به اين فيلم مجوز نمايش نداد.

افكت‌هاي ديجيتالي بر صداي چاووشي انجام شد تا صداي او با حقه‌هاي مدرن، شبيه بهرام رادان شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 21:20  توسط امیر فرض الهی  | 

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت............

...................

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 17:18  توسط امیر فرض الهی  | 

گزارشي پيرامون تخريب و ساخت سينما آزادي

 

سكانس اول

با دوستي در سينما بوديم، ظهر يك روز بهاري اين «يار دبستاني» را چند سال بود نديده بودم. نمي دانم چگونه مرا گير آورده بود وقرار گذاشت به بهانه ديدار برويم سينما.

هر چه توضيح دادم كه  علاقه‌اي به ديدن آن فيلم ندارم اما به گوشش نرفت. به ناچار ساعت يك ظهر تقاطع خيابان شهيد بهشتي و خالد اسلامبولي قرار گذاشتيم . 10 دقيقه به يك بعدازظهر به محل قرار رسيدم اينجا چقدر سوت و كور است؟ اين اولين نكته‌اي بود كه در ذهنم پس از ايستادن در محل قرار زده شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 15:56  توسط امیر فرض الهی  | 

                                                                                                                                                                                        

داستان از اينجا آغاز شد مصوبه اي در هيئت دولت سازمان هاي دولتي را ملزم كرد كه ديگر پايگاهي به نام خبرگزاري نداشته باشند و به صراحت اعلام مي دارد كه دستگاههاي دولتي از داشتن نشريه سراسري محروم هستند.

اين تصميم در راستاي ساماندهي رسانه ‌هاي ديداري، شنيداري و مكتوب اتخاذ شده است.

به نظر مي رسد فرضيه‌اي كه دولت را به اين تصميم رسانيده است به انعكاس‌هاي خبري بعضا نا مطلوبي بر مي  گردد كه در يك سال اول دولت اتفاق افتاد.

اتفاقاتي كه در عمل به ضرر دولت تمام شد و دودش به چشم مسئولين دولت رفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 29 دی1386ساعت 18:28  توسط امیر فرض الهی  | 

رسول صدرعاملي فيلمساز اجتماعي خوش قريحه ايست كه گل هاي داووديش توانست يخ ارتباط مخاطبان سينما را در سال هاي پس از انقلاب بشكند و اعتماد دوباره مردم را به سينما جلب كند. صدرعاملي پس از <گل هاي داوودي> چندي تجربه آموخت و با تريلوژي <سه گانه>اش نظر عام و خاص را به خود جلب كرد. به دور از هرگونه سطحي نگري و جشنواره پسندي، وي در آخرين فيلم خود <ديشب باباتو ديدم آيدا> به دنبال كامل كردن حلقه هاي قبلي است. حلقه هايي كه هريك تجربه موفق و درس آموزي براي هم نسلان وي به حساب مي آيد و راهگشاي سينماي اجتماعي اين سالهاست. با وي در اين زمينه به گفت وگو نشسته ايم. به باور اين فيلمساز17گفتگو براي اين فيلم با ايشان شده است كه گفتگوي حاضر بهترينشان از حيث سووالات است اين سخن را صدر عاملي به همكاران سينمايي نويسم گفته است.باز خواني اين گفتگو بد نيست
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 دی1386ساعت 1:5  توسط امیر فرض الهی  | 

اينجا ديار قهرمانان است.

 ری :خطه 5 قهرمان جهان و المپيك فعلي دنيا قهرماناني كه كنار سرزميني كه تختي در او آرام گرفته است متولد شده رشد و پرورش يافته‌اند و در عرصه قهرماني عناويني براي ملت خود گرفته‌اند اما ....

تضميني ندارد كه اينها پهلوان نيز باشند. چرا كه پهلواني به حرف يا حركت خلق‌الساعه نيست. به مرام انسان در طول زندگي برمي‌گردد.

اينجا ابن‌بابويه است.

تختي در ری آرام گرفته است. هم او كه در عرصه قهرماني در صدر كشتي‌گيران ايراني در عرصه دنيا نيست اما كردارش به طور پنهاني والاترين جايگاه را نزد مردم ايجاد كرده است.

طوري كه در زمان مرگش مي‌گفتند «تختي را خودكشي كردند» يك كشتي‌گير در اين مراسم (17 دي 86) مي‌گفت از طرف باشگاه راه‌آهن رفته بوديم به يك ؟ در پاكستان. به عنوان هزينه سفر آنجا مبلغي به ما دادند و هم با آن پول سوغاتي خريدند و به امور شخصي پرداختند. آقا تختي همه پولش را به فقراي پاكستان داد. مي‌گفت: جمعيت اين كشور بايد يك سوم بشود تا پاكستان اين هم فقير نداشته باشد. ميزان جدل و بخشش آقا تختي در اين سفر به مردم پاكستان به حدي بود كه نتوانست كوچكترين سوغاتي براي مشايعات‌كنندگانش در فرودگاه مهرآباد خريداري كند و از اين نظر دست‌خالي بازگشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 21 دی1386ساعت 19:16  توسط امیر فرض الهی  |